یه دوست جدید
سلام
بهانه قشنگم واسه نفس کشیدن و زندگی کردن
نمیدونی این روزا که دوباره می رم دانشگاه و تو رو تنها میزارم چقدر دلم واست تنگ میشه تنها که نیستی پیش مامان جونی ولی بازم همه فکرو ذهنم پیشته و دوست دارم خیلی زود برگردم پیشت و هی نگات کنم...
عزیزم این روزا که نگات میکنم و با روزای اول مقایسه ت میکنم خیلی فرق کردی از هر نظر چه از نظر هیکل و جسه چه از نظر اخلاق و رفتار و حرکات و صحبت و...
وای ی ی ی اصلا باورم نمیشه این دستها همون دستهای کوچولوی همون نوزادیه که روز اول تو دستهام گرفتم واشک ذوق روش ریختم و غرق بوسه هام کردمش و باز هم گذر زمان آینده رو پیش روم میزاره آره عزیزم همون روزی که واسه خودت مرد بزرگی میشی و باز هم باید بهت افتخار کنم...
این روزا حرف های جدید و حتی جمله هم میگی ولی بیشتر با ایما و اشاره الهی قربون اون حرف زدنات بشم فرشته کوچولوی خودم میدونی هر وقت گشنه ای و غذا میخوای میگی مامان عزا و من باز هم قربون صدقه ات میرم و میگم عزیزم عزا نه غذا و تو باز میگی عزا الهی فدات بشم ماه من...
یه نی نی یا میشه گفت یه دوست جدید به جمع خونوادگی ما اضافه شده اونم نی نی خاله فاطمه(خاله کوچیکه)است اسم این فرشته آسمونی نرگس جونه و عینهو مامانش خوشگله با این فرق که چشماش آبیه الان عکسش رو ندارم ولی بعدا حتما میزارم.


یه دوست جدید
